بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

بخش هایی از سیره زندگانی امام خمینی (ره)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

-دو گناه

 روزی من در «نوفل لوشاتو» به علت ارزانی ، حدود 2 کیلو پرتقال خریدم . فکر کردم چون هوا خنک است ، برای سه الی چهار روز پرتقال خواهیم داشت. حضرت امام با دیدن پرتقال ها فرمودند «این همه پرتقال برای چیست ؟»

من برای این که کار خود را توجیه کنم ، عرض کردم : «چون پرتقال ارزان بود، این قدر را برای چند روز خریدم.

حضرت امام فرمودند: «شما مرتکب دو گناه شدید. یک گناه این که ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر این که شاید امروز در نوفل لوشاتو کسانی باشند که به علت گران بودن پرتقال نتوانسته باشند آن را تهیه کنند، و شاید با ارزان شدن آن، می توانستند مقداری از آن را تهیه کنند، در حالی که شما این مقدار پرتقال را برای سه یا چهار روز، آن هم به جهت ارزان بودند آن خریده اید. ببرید مقداری از آن را پس بدهید!»

گفتم: «پس دادن آنها ممکن نیست.» حضرت امام فرمودند: «باید راهی پیدا کرد.» عرض کردم: «چه کار می توانیم بکنیم؟» حضرت امام در جواب فرمودند : پرتقال ها را پوست کنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده اند. شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد.» 

 =-=-=-=-=

-پایداری

آیت الله شهید سید محمدرضا سعیدی(ره) نقل می کردند: خدمت امام عرض کردم شما را تنها می گذراند.

امام فرمودند: اگر جن و انس یک طرف باشند و من یک طرف دیگر، حرف همین است که می گویم. 

 =-=-=-=-=

-امام و ورزش

امام ورزش را دوست داشتند ولي رشته خاصي را ترجيح نمي دادند. شايد بشود گفت كه به كشتي و ورزش باستاني بيشتر علاقه داشتند. ولي ژيمناستيك بيشتر از ساير ورزش ها نظر ايشان را جلب مي كرد. در پرش طول و ارتفاع خود در كودكي تمرين داشتند و دو دست و يك پاي ايشان در اثر همين ورزش ها شكسته شده بود. امام در سنین نوجوانی در تمام ورزش های آن روز رتبه اول بود و فرمود: «من با تفنگ در خمین با قزاق های رضاخان می جنگیدم» او در خمین به پهلوان مشهور بود.

 =-=-=-=-=

-تو به جايي نمي رسي!

دختر امام نقل مي كند:امام در مورد رفتار و زندگي ما هميشه  دقت و توجه داشتند . وقتي مي ديدند كه من روزهاي تعطيل مشغول درس هستم ، مي گفتند: به جايي نمي رسي ، چون بايد موقع تفريح تفريح كني. اين مسئله را به پسر من خيلي جدي و در حضور من مي گفتند «من نه يك ساعت تفريحم را گذاشتم براي درس و نه يك ساعت وقت درسم را براي تفريح گذاشتم» يعني به هر چيزي وقت خاص آن را مي دادند. به پسر من نيز نصيحت مي كردند : «تفريح داشته باش ، اگر نداشته باشي نمي تواني خودت را براي تحصيل آماده كني»

 =-=-=-=-=

-احترام اسامي متبركه

امام در پاریس می خواستند کفش بپوشند، پایشان را که بلند کردند تا روی روزنامه بگذارند، سئوال کردند : مثل اینکه این روزنامه های ایرانی هستند؟ عرض کردند: بله آقا ، ولی این صفحه آگهی هاست. با این حال پایشان را روی روزنامه نگذاشتند و برگشتند و فرمودند: شاید یک اسم محمد یا علی در اینها باشد.

 =-=-=-=-=

-مهربان ترین رهبر

امام امت (ره) می فرمود: حتی نامه هایی که کسی در آنها به من جسارت کرده گزارش دهید، و اعلام کرد: هر کس عكس مرا پاره کرد یا به من اهانت کرد با او برخورد تلخ نکنید. حتي در موردي وقتي باخبر شد كه فردي را كه به او اهانت كرده است را جلب كرده اند مي فرمود : «رهايش كنيد! دلش خاسته به من فحش دهد»

امام هیچ گاه اجازه نمی دادند (هنگام باریدن برف یا باران) کسی بالای سر او چتر نگهدارد.

 =-=-=-=-=

-مگر کورش می آید

زمانی که امام امت رحمت الله علیه می خواستند از پاریس به ایران تشریف بیاورند برخی از شیفتگان آن حضرت تصمیم داشتند با مخارج فراوان استقبالی تجملاتی و با شکوه از امام داشته باشند، اما وقتی که حضرت امام باخبر شدند، با این کار مخالفت کردند و فرمودند: مگر کورش به ایران می آید؟!

 =-=-=-=-=

-پنج کار در یک زمان

امام در استفاده از وقت، بسیار حساس و دقیق بود گاهی همزمان چند کار را با هم انجام می داد از جمله یک روز در حالی که مشغول گوش دادن به رادیو بود، تصویر تلویزیون را هم تماشا می کرد، ذکر هم می گفت، با پاهایش نرمش می کرد و به علی کوچولو (نوه امام) هم می گفت تو هم مثل من نرمش کن و به  این وسیله او را آموزش می داد یعنی پنج کار در یک زمان.