حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا (س)

حضرت امام صادق عليه‏السلام فرمودند:

چون حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ازدواج كرد، زنان قريش مكه، از حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه دورى گرفتند و ديگر به منزل او رفت و آمد نمى‏كردند و مانع رفتن زنان ديگر هم مى‏شدند، حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه در وحشت و تنهايى بسر مى‏بردند و دلخوشى ايشان فقط به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بود، تا به حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏عليه حامله شدند، حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏عليه با مادر در وحشت و تنهائى حديث مى‏كرد، و در شكم تكلم مى‏نمود و مادر را امر به صبر و بردبارى و تحمل در تنهائى مى‏نمود به طورى كه يك روز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله وارد خانه شدند، ديدند حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه با كسى سخن مى‏گويد فرمودند:........

 

خديجه جان: با چه كسى تكلم مى‏كنى عرض كرد: با اين فرزند كه در شكم من است و انيس تنهايى و مونس دوره‏ى وحشت و شبهاى تاريك من است. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند:

اى خديجه اكنون جبرئيل به من خبر داد كه اين فرزند دختر است و نسل طاهره‏ى ميمونه‏ى سادات از رحم اوست. و او مادر ذريه من خواهد بود و ائمه دوازده‏گانه مسلمين كه خلفاء و جانشينان حق در زمين هستند از نسل او خواهند بود و اين ائمه پس از انقضاى وحى حجت خدا بر خلق مى‏باشند.

عرفان های کاذب از نظر شهید آوینی

 عرفان های کاذب از نظر شهید آوینی

کدام عرفان؟

عرفان های کاذب از نظر شهید آوینی

 

برای عرفان حقیقی که اولیای حق هستند، و اصحاب هدایت یافته آنان، بسیار غریب است که در این روزگار لفظ «عرفان»و صفت«عرفانی»، نه تنها بدون تناسب با معانی حقیقی آنها استعمال می شوند، که اصلا اطلاق این الفاظ اصطلاحا بر اموری است که صراحتا با کفر و بی دینی و الحاد ملازمند.

به راستی در میان این جماعت کسی نیست که حتی معنای عرفان را در فرهنگ لغات دیده باشد؟…

و یا آنکه این جماعت از شدت عرفان (!) به معنای بلندی دست یافته اند که عقل عرفای حقیقی بدان نمی رسد؟ اگر وضع اولیهً لفظ عرفان برای دلالت بر معنای معرفت حق است، پس چه رخ داده که این لفظ در روزگار ما با هر کفر و شرک و الحادی جمع می شود جز معرفت حق؟… و این مجامع هنری لفظ عرفان را با معنای حقیقی آن به کار برد، باید یقه اش را گرفت و پرسید:

« مگر تو از پشت کوه آمده ای که نمی دانی دیگر سال های سال است که کسی لفظ عرفان را با این معنی به کار نمی برد؟ »


به راستی این کدام عرفان است که خروش سازهای سنتی را بدان نسبت می دهند؟

این کدام عرفان است که فقط با خرامیدنی کبک وار و غمزه های بصری (!) و کرشمه های روشنفکر مآبانه و مختصری ریای خالصانه (!) می توان به آن دست یافت، هر چند آدم شب را تا سحر، نه در محراب  عبادت، که پای بساط دود و دم و پیاله های پی در پی بگذراند و کپه مرگ را هنگامی بگذارد که خروس ها سبّوحٌ قدّوس می گویند و بعد هم تا لنگ ظهر مثل دیو خرناسه بکشد و… چه می گویم؟ این کدام عرفان است که نه تنها با کفر و شرک و الحاد جمع می شود که اصلا با اعتقاد به خداوند و معاد باطل می گردد؟

این روزگار اصلاً روزگار وارونگی انسان هاست و به مقتضای این وارونگی، نه عجب اگر کلمات هم وارونه شوند و اصطلاحاً بر مفاهیمی دلالت کنند که متضاد و متناقض با معانی حقیقی آنهاست! لفظ عرفان را هم مثل بسیاری دیگر از الفاظ – علم، آزادی، عقل، سیاست و… - از معنا تهی کردند و در پوسته ظاهری آن هر آنچه خواستند ریختند و کسی هم نتوانست دم بر آورد… و چیزی نگذشت که دیدیم دجّال به لباس حق در آمد و سامری خود را در پسِ نقاب موسی پنهان داشت و عرفان با جنون و فساد و فتنه شیطانی جمع شد.

و البته دامن کبریای حق از این گَردها مبرا بود و عرفانی حقیقی در تنهایی و تاریکیِ حجره ها معارج سلوک را با قدم صدق پیمودند و بار دیگر روح خدا از شمس وجود یک عارف راستین تجلی یافت و بساط فرعون را در هم پیچید و نقاب از چهره سامری باز گرفت و…

انعکاس اشعه نورش در آینه فطرت های پاک، آسمان دنیا را ستاره باران کرد و در مصاف با شیطان، جبهه های جهاد فی سبیل الله، مَجلای تلألوانسان هایی شد که آبروی عرفان را باز خریدند و شأن حقیقیش را بدان باز گرداندند. عرفای دروغین به سوراخ های دود آکنده خویش خزیدند و میدان را به اهلش واگذاشتند و دیگر در طول هشت سال جنگ سخنی از آنان و دروغ بافی ها و شعبده پردازی ها یشان در میان نیامد.

… اما چه شد که هنوز خون قربانی بر مسلخ قطعنامه 598 نخشکیده، بار دیگر خروش عارفانه نی عرفان هندی (!) به صدا در آمد و مارهای هفت رنگ سر از هفت سوراخِ سبدهای ده ساله در آوردند و خمیازه کشان صحنه های تئاتر و شعر و ادبیات ژورنالیستی را از رقص های عارفانه انباشتند؟ چه شد که هنوز بسیجی های عارف از جبهه های عشق باز نگشته و جام زهر از گلوی نازنین آن زین العرفا پایین نرفته، بار دیگر لفظ عرفان به همان معنای فراموش شده خویش بازگشت و یک بار دیگر درِ باغ عرفان دروغین به روی عقده های تل انبار شده باز شد و…؟

کسانی که بار هشت سال جنگ و ده سال انقلاب را بر گرده صبر و قناعت و تقوا و عشق و عرفان خویش کشیده بودند، لاجرم دل آزرده به نخلستان های غربت حق پناه آوردند و راز دل های خویش را در چاه های تنهایی زمزمه کردند و ملائک نیز با آنان هم صدا شدند؛ ملائکی که از شرمِ سر بریده سَید العرفا و الشهدا هزار و سیصد و پنجاه سال است سر در گریبان نهفته اند. و چرا اینچنین نشود وقتی غرب زدگی همچون وساوس شیطان، با خون در رگ های ما جاری است؟

تسویل و تزویر از اصول خصایصی است که شیطان و شیطان زدگان با آن مشخص می شوند. پس عجیب نیست اگر عرفان که، بنا بر تعریف، ساحت مقدسی است که جز اهل دین را نمی پذیرد، در این روزگار عرصه ای شود که هر کس و ناکس خود را بدان منتسب دارد و «عرفانی»، صفتی که هر خز عبلی را بدان متصف دارند.

« رنه گنون »در کتاب « سیطره کمیت و علائم آخر زمان » می گوید:

شاید بتوان گفت که « وارونگی »... مرتبه آخر سیر تکامل انحراف است، به عبارت دیگر، انحراف تام دست آخر « وارونگی » را با خود می آورد؛ در وضع کنونی امور هر چند نمی توان گفت که « وارونگی » به آخرین حد رسیده است، لکن از هم اکنون در همه اموری که « تزویر » یا « تقلید مضحک » به شمار می رود... علائمی از آن کاملاً نمایان است... کلمه« شیطانی » در حقیقت دقیقاً به همه اموری که شامل انکار و وارونه ساختن نظم است اطلاق می شود و این بدون کم ترین تردید درست آن چیزی است که ما آثار آن را در پیرامون خود مشاهده می کنیم.

آیا عالم جدید در مجموع، انکار مطلق هر حقیقت سنّتی نیست؟ در عین حال، این روح انکار نیز به یک اعتبار و به حکم ضرورت روحی دروغین است؛ این روح همه گونه نقاب حتی نامأنوس ترین آن را به چهره می زند تا آنچنانکه هست شناخته نشود و حتی خود را عکس آنچه هست بنمایاند و درست در این حالت است که « تزویر » پیش می آید؛ در اینجا یاد آوری اینکه می گویند « شیطان بوزینه یا مقلد مضحک خداست » و « به شکل فرشته روشنایی در می آید » کاملاً بجاست.

اصولاً مثل این است که، بگوییم که شیطان به شیوه خاص خود تقلید می کند، یعنی هر چیز، حتی آن چیزی را که مایل است با آن به مقابله برخیزد طوری دگرگون و قلب می کند که بتواند آن را به خدمت اهداف خود در آورد...

با این ترتیب، شیطان در برابر تمامی اموری که به ساحت قدس باز می گردد و با روحانیت و عرفان سرو کار دارد، معادلی دروغین می سازد و آن را در پسِ نقاب تزویر و تقلید پنهان می دارد.

پس در برابر نظام حقیقی عالم دنیای وارونه ای نیز پدید می آید که با نظام حق « تناظر معکوس » دارد و بر این اساس باید توقع داشت که در برابر همه مظاهر حق، مظاهری شیطانی نیز به صورت وارونه و معکوس وجود داشته باشد: ساحران در برابر انبیا، سامری در برابر موسی (ع)، دجال در برابر حضرت حجت (ع)، اسلام آمریکایی در برابر اسلام ناب محمدی (ص) و بالأخره روحانیت و عرفانِ معکوس در برابر روحانیت و عرفان حقیقی.

عرفان حقیقی با وصول به حق و فنای در او تحقق می یابد و عارف حقیقی با فنا کردن خود در خدا به بی خودی می رسد و « اناالحق » بیان این بی خودی است، که البته اهل ولایت مأذون به افشای آن نیستند. عرفان دروغین با تقرب به شیطان حاصل می آید و اهل آن خود را یکسره به فتنه و سحر شیطان می سپارند و به نوعی بی خودی یا روحانیت قلابی دست می یابند که در حقیقت جز اثبات نفس و استغراق و استهلاک در پایین ترین مراتب نفس، که نفس اماره باشد، هیچ نیست.

عارف حقیقی واله و شیدای حق است و عارف دروغین مفتون شیطان؛ عارف حقیقی مست می اَلَست است و عارف دروغین مست می پلشت آب انگور. هر دو، عقل از کف نهاده و بی اختیار هستند، اما اولی اراده اش را در ارادت حق فانی کرده است و عقلش را داده تا به جنون عشق رسد، و آن دیگری طوق ارادت شیطان بر گردن گرفته؛ او نیز به دیوانگی رسیده است، اما دیوانگی اش نه جنون عشق که جن زدگی است.

آنچه که این جن زدگان به نام عرفان می خوانند، هیچ نیست جز سخت ترین مراتب اغوای شیطان و سفری نفسانی تا آسمانِ دروغین وارونه ای که از انعکاس آمال موهوم در سرابِ سحر و فتنه شیطان معنا گرفته است. اینان مصداق اتَمّ این آیات هستند که در آخر سوره « شعرا » آمده است:

آیا خبرتان کنم که شیاطین بر که فرود می آیند؟ بر هر دروغ پرداز گناهکار. (شیاطین) گوش به انبای غیب می سپارند، اما بیش تر دروغ می بافند. و از شعرا جز اغواشدگان تبعیت نمی کنند، آیا نمی نگری که چگونه در هر برهوتی سرگردانند و می گویند آنچه را که بدان عمل نمی کنند؟

اگر آینده ای در کار باشد و مشیت الهی نیز با آنچه ما می خواهیم همراه شود، این مبحث – عارف نمایی و عرفان دروغین – از اساسی ترین مباحثی است که باید با فرصت بیشتر، و نه اینچنین شتابزده، مورد تحقیق قرار گیرد.

مراد از تقریر شتابزده آنچه خواندید بیش تر آن بود که تا هنوز رایحه عرفان حقیقی شهدای راه حق از جای جای شهرها و کوچه و خیابانهای این دیار به مشام می رسد، این پرسش درد آمیخته را به گوش ها برسانیم که هنوز یاد آن کربلای پُر بلا از خاطره ها نرفته و خون سرخ آن ذبح عظیم بر مقتل فنای فی الله نخشکیده، در برابر همه سرباختگانی که سرخویش را به بهای معراج داده اند و خون خود را، تا همسفر سیدالعرفا، حسین بن علی (ع) باشند، در پیش چشم همه آن بسیجیانی که ملازم معراج عرفانی عشاق تا سدرة المنتهی بوده اند و رموز عشق را از سرچشمه حقیقی آن آموخته اند...

آیا انصاف است که باز اجازه دهیم تا اولیای شیطان با شیطنت، ساحت مقدس عارف و عرفان را به لوث این خز عبلات دروغین و رجس آن فتنه گری ها و نفس پرستی ها بیالایند؟

به راستی اگر هشت سال تجربه دشوار جنگ است که پاکان را از آلودگان تمیز بخشیده و راه عرفان حقیقی را که راه سیدالشهدا است، بر جهانیان روشن داشته، پس این کدام عرفان است که در این بازار جلوه فروشی ها و شهرت طلبی ها و نفس پرستی ها از آن سخن می رود؟


خوش بود گــر محک تجربه آید به میـان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

منبع:کتاب حلزون های خانه به دوش

 

عامل اصلی هتاکی کیست؟؟؟


عامل اصلی هتاکی کیست ؟؟؟
این روزها بازار هتاکی و فحّاشی بی دینان کثیف به امامان معصوم،
علی الخصوص امام علی النّقی (علیه سلام)  گرم شده و مطابق معمول بچه مذهبی ها یا بی اطلاع اند و به کارهای کم بازده و کم تاثیر مشغول،  یا  از کنار این مسایل آرام رد می­ شوند تا کسی نفهمد که آنها مذهبی هستند و باعث کسرشان والایشان شود و یا تیر های  بی سر و تهی هستند که اگر چه به سنگر شیطان شلیک می شوند اما کارایی لازم را ندارند و انسجام تاکتیکی در آن ها وجود ندارد...
حتی توهین به یک
 ملکول آب هم توهین به دریاست! دریای ولایت را به سخره می­گیرند و ما-همان­هایی که ادعا داریم قرار است برای خدا جان بدهیم و روی هر منبر و در  هر مجلس افتخار می کنیمشیعه هستیم و پاک باخته ی اهل بیت رسول خدا-بی خیال و کم کار مشغول انجام کارهای روزمره ایم! و خود را بی شک از میهمانان اصلی امام علی(علیه سلام) در کنار حوض کوثر می­دانیم!
این توهین ها و هجمه ها در واقع کار ماست
! ما که با درجه بندی کردن امامانمان به این هتّاک ها اجازه هتّاکی دادیم.ما در شناختن جایگاه ولی و حجت خدا کاهلی کردیم.
حجت خدا یعنی روح خداباوری و مرکز بندگی الله که خدا با  توجه به قلب مبارک ایشان رحمتش را بر مردم جاری می­کند و مردم نیز با واسطه ی قلب مبارک ایشان که مرکز کائنات است با خداوند ارتباط برقرار می کنند.آنان مقدس ترین خلایق بر روی زمین اند و 
خدا هرگز توهین به واسطه ی فیض را نخواهد بخشید.
حجت های خدا کسانی بودند که در راه اقامه حق سخت ترین عذاب ها و شکنجه ها رو تحمل کردند.دندان هایشان به سنگ جفا شکست چون رسول خدا محمد(صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله) با اره به دو نیم شدند چون یحیی،از دم تیغ گذرانده شدند چون پیامبران بنی اسرائیل.فرقشان را با شمشیرهای زهرآگین شکافتند چون امام علی(علیه سلام)
جگرشان با زهر تکه تکه شد چون امام حسن(علیه سلام)، امام سجاد(علیه سلام)، امام صادق(علیه سلام)... مُثله شدند چون امام حسین(علیه سلام)... و اکنون نیز
 امام مهدی(عج)عصاره ی حج خداوند،مجروح به تیر غربت و بی کسی و تنهایی...-  کسانی که از خلقت آدم تا حال حاضر پیوسته دژ مستحکمی بودند در مقابل بی دینان و عباد الشیاطین.
قسم به یکتایی الله توهین به هر کدام از این حجت ها، خداوند را و قلوب مبارک پیامبران و امامان و صالحین را اندوهگین میکند.و لعنت تمام کاینات را در پی دارد.
 اینها بر خلاف ما که کار های پراکنده زیاد انجام میدهیم
 پیوسته شرایط ما رو رصد میکنند.از جایی که حساسیت کمتری احساس کردنند شروع کرده اند...
چرا از امام حسین(علیه سلام) شروع نکردند؟
چون می دونند ملت رو امام حسین حساس اند.چون چوبش را در عاشورای 88خورده اند.اما به شما قول میدم اگه کاهلی و غفلت ما همین طور ادامه داشته باشد کارشان به حضرت زهرا(سلام الله علیها) و رسول خدا(صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله) هم خواهد کشید.
این همه هجمه علیه ولی خدا بشود و ما بی خیال؟چطور خودمان رو قانع کردیم که ساکت بشینیم و کم رنگ کردن باور خویش را نظاره گر باشم.چقدر توجیه سستی و کم کاری در مقابل خدا دشوار است!
امام نقی(علیه سلام) آن عبد پاک خدا
 را به هجمه گرفتند به صراحت گفتند که قصدشان تقدس زدایی از مقدسات است و ابلهانی چون بی بی سی که برده و نوکر پیشانی سفید آمریکا و انگلیس و صهیونیست ها هستند،  به اولین سایت های هتاک جایزه می­دهند.زبان در دهن گرفتیم و لال شدیم تا هر کسی به خودش اجازه ی توهین به خدا رو داد.
کجایید گرافیست ها؟؟؟؟؟
هنوز هم  نهایت جهادتان عکس آقا را در ابعاد مختلف کار کردن است؟؟؟؟؟
!یا جملات عاشقانه رو تنگ عکس حرم چسپوندن؟؟؟
! کجایید هکر های متعهد؟؟؟
چرا لت و پار نمی­کنید این سایت های موهوم را؟؟؟
چرا اجازه می­دهید فحاشی هایشان را با بلندگوهای انگلیسی و آمریکایی همه گیر کنند؟؟؟
دشمن را با تکنولوژی جدید بتارانید.کجایید افسران جنگ نرم؟؟؟
نرمش و سهل گیری به مزاقتان خوش آمده؟؟؟
آنقدر نرم رفتار کرده اید که انگار وجود ندارید!!!
کجایید خطیب ها؟؟؟
 منبر نشین ها؟؟؟
اگر احکام نجاسات را بیان کرده اید  برای خدا مسایل روز را هم عنوان کنید. کجایید وبلاگ دارها؟؟؟
چطور  حاضرید تبلیغات خرید های اینترنتی را در صدر وبلاگهایتان بزنید اما هیچ حرکتی برای باور و عقیده خود انجام نمی دهید؟؟؟
چه مقدار از حجم وبلاگهایتان برای رضایت خداست؟؟؟
چقدر برای خدا وقت گذاشته اید و چقدر به نفع شیطان؟؟؟
کجایید فعالین فرهنگی؟؟؟
 برنامه ریزها ؟؟؟
کجایید دانشجویان متعهد؟نمره تان پیش خدا چند است؟؟؟
یادتان رفت قرار گذاشتد برای خدا بیاموزید؟؟؟
چه شد که وسیله مهم تر از هدف شد؟ چرا هیچ کاری نمی کنید؟
سلمان رشدی هم کار شبیه همین را انجام داد.مقتدرانه خواب را هم بر دشمنان خدا حرام کنید.مردم را  هشیار کنید .شما  قدرت و رسانه دارید.اجازه ندهید میدان جولان بی دینان فراخ­تر شود.
کدام دشمن فرضی ما را به خودش مشغول کرده؟چه باعث شده که خطر را احساس نکنیم؟
تا دشمن به ریشه های باورمان نرسد باید خبر دار نشویم؟
آهای هیئتی ها! هنوزم بزرگترین آرزویتان مردن در بین الحرمین است؟؟؟
هنوزهم ضجه زدن را سرحد ارادت خودتان می­دانید؟؟؟
شهادت در راه آرمان امام حسین (علیه سلام) که آرمان تمام حجت های خدا بود به مردن در کنار ضریح حضرت نمی چربد؟
به حاشیه رفتیم که متن را به سخره گرفتند.آن وقت که باید گُر بگیریم ،  بسوزانیم و خاکستر کنیم چون سنگ سرد افسرده ایم. 
مثل زهرا(سلام الله علیها) از ولایت و حجت خدا دفاع نمی­کنیم .وگر نه قلبمان با هتاکی به امام علی النقی(علیه سلام) می­سوخت.
خوابمان برد که دزد ایمان باورمان را به باد داد.برخیزید تا آسمان بر سر دشمنان خدا خراب کنیم و زمین را زیر پاهاشان بلرزانیم..شمشیرهای عقیده را از غلاف سستی برکشیم که نیام بر این شمشیر ها حرام است.صاحب قلم برخیز.دیندار برخیز.مجاهد برخیز.حی علی الجهاد... 
 
 
naghi_hadi_7.jpg

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


اا ارزش زنان در انقلاب به بلندای اسلام است

ا ارزش زنان در انقلاب به بلندای اسلام است ا

مدیرمسئول کانون فرهنگی هنری شهید بهشتی قائمشهر گفت: انقلاب اسلامی ایران به زنان ارزشی به بلندای دین مبین اسلام داد و زنان باید در حفظ این ارزش کوشا باشند.

ابراهیم صمدی، مدیر مسئول کانون فرهنگی و هنری شهید بهشتی چمازکتی قائمشهر، امروز (20 اردیبهشت) به خبرنگار شبستان در مازندران گفت: وجود زنان پاک ‌سرشت در جامعه در ساماندهی اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نقش بسزایی دارد.

 

وی افزود: پاک‌ سرشتی و فعالیت‌‌های بانوان ایرانی در عرصه‌های مختلف دشمن را که باهدف نشانه رفتن باورهای دینی و اعتقادی وارد صحنه شده، ناکام گذاشته است.


صمدی، نقش زنان را در خانواده برای پرورش فرزندان صالح و احساس مسئولیت آنها در جامعه مهم ارزیابی کرد و بر تقویت این نقش ازسوی زنان تأکیدکرد و یادآورشد: انقلاب پرشکوه اسلامی ایران به زنان، ارزشی به بلندای دین مبین اسلام داد و زنان باید در حفظ این ارزش ارزشمند کوشا باشند.


این مسئول خاطرنشان کرد: توجه به زنان و استفاده از توانمندی آنان در رسیدن به اهداف والای نظام در رأس فرمایشات امام راحل قرار داشت و ایشان توجه بسیاری به این امر نشان می‌دادند.


وی بااشاره به فرارسیدن میلاد با برکت حضرت فاطمه(س) و هفته بزرگداشت مقام زن ابرازکرد: بانوان باید رفتارهای عفیفانه این حضرت و رفتارهای ایشان در اجتماع الگوی خود در زندگی کاریشان قرار دهند.


صمدی خاطرنشان کرد: توجه به سایر برنامه‌های بزرگداشت مقام زن و روز مادر نباید باعث غفلت ما از تبیین شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س) شود، چراکه همه ما باید مطالعه جدی درخصوص شناخت آن حضرت را الگوی عملی رفتارهای خود قرار دهیم.


مدیرمسئول کانون فرهنگی هنری شهید بهشتی چمازکتی قائمشهر ادامه داد: حضرت زهرا(س) نمونه کامل یک زن مسلمان و با ایمان بوده و بهترین الگو برای زنان مسلمان محسوب می‌شود.


وی اضافه کرد: براین اساس شناسایی و شناساندن سیره حضرت فاطمه(س)در حقیقت ترویج همه خوبی‌های عالم است.


صمدی تصریح کرد: میلاد حضرت فاطمه(س) فرصت مناسبی است تا مردم به ویژه بانوان بیشتر از گذشته با دختر نبوت، همسر ولایت و مادر امامت مأنوس شوند.


مدیرمسئول کانون فرهنگی و هنری شهیدبهشتی چمازکتی قائمشهر یادآورشد: سیره حضرت فاطمه زهرا(س)، الگوی مناسبی برای همه مردم مسلمان جهان است.
 

وی از برگزاری همایش شخصیت زن در اسلام به مناسبت سالروز تولد حضرت فاطمه(س)، امام خمینی(ره) و هفته بزرگداشت مقام مادر و روز زن در (23 اردیبهشت) با سخنرانی حجت الاسلام صادق سلیمانی، مدیر حوزه علمیه امام صادق(ع) کوتنا شهرستان قائمشهر در حسینیه شهید بهشتی چمازکتی این شهرستان خبرداد.

اا همایش ائمه جمعه سراسر کشور در مازندران آغاز شد ا

ا همایش ائمه جمعه سراسر کشور در مازندران آغاز شد ا

همایش سراسری ائمه جمعه سراسر کشور با حضور وزیر نفت، اقتصاد و دیگر مقام‌های کشوری از صبح امروز در مجتمع فرهنگی آموزشی نفت محمودآباد آغاز شد.

به گزارش خبرگزاری شبستان از مازندران، همایش سراسری ائمه جمعه سراسر کشور با حضور وزیر نفت و اقتصاد و رییس اتاق بازرگانی و دیگر مسئولان کشوری از امروز (17 اردیبهشت) در مجتمع فرهنگی آموزشی نفت محمودآباد شروع به کار کرد.


این همایش که به منظور هم‌اندیشی و تعامل درباره تحقق شعار سال جاری از سوی مقام معظم رهبری با عنوان «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» برگزار می‌شود.


با توجه به تریبون مهم و اثرگذار نماز جمعه در سراسر کشور، برگزاری چنین همایش هایی به اجرایی کردن بهتر منویات مقام معظم رهبری از سوی کارگزاران نظام و حمایت ائمه جمعه در کنار آنها منجر می شود.


گفتنی است، همایش سراسری ائمه جمعه سراسر کشور روزهای هفدهم و هجدهم اردیبهشت ماه سال جاری در مجتمع رفاهی شرکت نفت محمودآباد برگزار می شود.


اا کتابخانه های مساجد مازندران به مناسبت نمایشگاه کتاب تجهیز می شوند

ا کتابخانه های مساجد مازندران به مناسبت نمایشگاه کتاب تجهیز می شوند ا

مسئول کانون های فرهنگی و هنری مساجد مازندران، از تجهیز کتابخانه های مساجد این استان به مناسبت بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب خبر داد.

محمد فوقی، مسئول کانون های فرهنگی و هنری مساجد مازندران، امروز (14 اردیبهشت) با اشاره به فعالیت 188 کتابخانه عمومی و 131 کتابخانه باز در مساجد این استان، به خبرنگار شبستان گفت: 78 هزار و 110 کتاب آموزشی، کودک و عمومی در کتابخانه های کانون های فرهنگی و هنری مساجد مازندران وجود دارد.

 

وی از تجهیز کتابخانه های مساجد مازندران به مناسبت بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب خبر داد و اظهار کرد: کتابخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد در دو شیفت صبح و عصر و بعضا در شیفت شب فعالیت دارند.

 

فوقی با اشاره به اینکه کتابخانه های مساجد، کتابخانه هایی هستند که در داخل مسجد در یکی از شبستان های آن و یا در جوار مساجد تاسیس می شوند، تصریح کرد: تمام مساجد اسلامی آنگونه که از مستندات تاریخی بر می آید، دارای کتابخانه های مستقل نبوده اند اما تقریبا در همه مساجد جامع، کتابخانه ای وجود داشته است.

این مسئول افزود: کتابخانه های مساجد را می توان به عنوان جزئی از کتابخانه های عمومی به حساب آورد اما از آنجا که این نوع کتابخانه ها، ویژگی های خاص خود را دارند و همچنین در جامعه اسلامی به عنوان نهاد مستقلی با ویژگی هایی خاص خود درنظر گرفته شده اند، تعداد آنها از کتابخانه های عمومی بیشتر است.

 

وی با اشاره به اینکه کتابخانه های مساجد، کاردکردهایی بیش از عملکرد های کتابخانه های عمومی بر عهده دارند، تصریح کرد: این کتابخانه ها را به عنوان هویتی مستقل در کنار سایر انواع کتابخانه ها باید در نظر گرفت که به تشکیلات و برنامه ریزی های خاص خود نیاز دارند.

فوقی اضافه کرد: مردمی بودن مهم ترین خصیصه ای است که کتابخانه های مساجد را از سایر کتابخانه ها متمایز می کند و این نوع کتابخانه ها با توجه به نیازهای خاص جامعه مسجد محور که اغلب از نسل جوان هستند، تشکیل می شوند.

مسئول کانون های فرهنگی و هنری مساجد مازندران ابراز کرد: کتابخانه مساجد، محل روشنگری و ایجاد بصیرت و بیداری و حرکت دادن آحاد جامعه به ویژه جوانان در راستای اهداف و برنامه های حکومت اسلامی است که در این راستا مسئولان فرهنگی باید در ترویج و نشر اهداف این مکان ها اهتمام ورزند.

 

وی تاکید کرد: کتابداران مساجد باید به عنوان سنگربان فرهنگی به مسجد و کتاب اهمیت داده و آن دو را جدا از هم تلقی نکنند و در ارتقای بیش از پیش کتابخانه ها، تلاش کنند.

فوقی بیان کرد: کتاب و کتابخوانی در سلامت روانی و اخلاقی فرد و جامعه و تعلیم و تربیت مؤثر است که در این راستا کانون های فرهنگی و هنری مساجد در امر ترویج فرهنگ کتابخوانی نقش مهمی دارند.

زندگینامه اجمالی ام البنین سلام الله علیها

زندگینامه اجمالی ام البنین سلام الله علیها

ازدواج امير المؤ منين على عليه السلام با ام البنين سلام الله عليه 
پس از آنكه امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام به سوگ پاره تن و ريحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله يعنى سرور زنان عالميان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه شهيده راه ولايت و امامت نشست ، برادرش عقيل بن ابى طالب عليه السلام را كه آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برايش همسرى از تبار دلاوران برگزيند تا پسر دليرى براى مولا به ارمغان آورد كه سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام را در كربلا يارى كند. (101)
عقيل ، ام البنين كلابيه عليه السلام را براى حضرت على عليه السلام برگزيد كه قبيله و خاندانش ، بنى كلاب ، در شجاعت بى مانند بودند. (102) بنى كلاب از حيث شجاعت و دلاورى در ميان عرب زبانزد بودند، ولبيد درباره آنان چنين سروده است ما بهترين زادگان عامر بن صعصعه هستم و كسى بر اين ادعا خورده نمى گرفت . الو براء، همبازى نيزه ها (ملاعب الاءسنة )، كه در عرب در شجاعت مانند او را نديده بود، از همين خاندان است . (103)
حضرت امير المؤ منين عليه السلام اين انتخاب از پسنديد و عقيل را به خواستگارى نزد پدر ام البنين سلام الله عليه فرستاد. پدر، خشنود از اين وصلت مبارك ، نزد دختر خود شتافت و او نيز با سر بلندى و افتخار پاسخ مثبت داد و پيوندى هميشگى بين وى و مولاى متقيان على بن ابى طالب عليه السلام برقرار شد. امام عليه السلام در همسر عقلى سترگ ، ايمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نيكو مشاهده كرد و او را گرامى مى داشت و از صميم قلب در حفظ حرمت او كوشيد.

ادامه نوشته

تعرض دوباره کشیش جنجال‌ آفرین آمریکایی به قرآن

تعرض دوباره کشیش جنجال‌ آفرین آمریکایی به قرآن

   

با وجود درخواست وزارت دفاع آمریکا، کشیش جنجال  آفرين فلوریدایی كه پيش از اين نيز مرتكب اقدام موهن قرآن سوزي شده بود، بار ديگر عمل ننگين خود را تكرار كرد.

 

 

به گزارش ايسنا “تری جونز”، کشیش آمریکایی، پیش از آن که یک جلد قرآن و آنچه را که گفت تصویری از حضرت محمد (ص) است، بسوزاند، بیانیه ای خواند و بهانه خود را از اين اقدام اعلام كرد.

تصاویر این قرآن سوزی به صورت زنده از شبکه اینترنت پخش می شد.

پیش از این، وزارت دفاع آمریکا از جونز خواسته بود که با در نظر داشتن عواقب این اقدام، از تصمیمش برای سوزاندن قرآن صرفنظر کند.

مقامات پنتاگون گفته بودند که امیدوارند کشیش جونز پیش از عملی کردن این تصمیم خود، امنیت سربازان آمریکایی را که در خارج از این کشور خدمت می کنند، در نظر بگیرد.

این اقدام جونز بازتاب چندانی در رسانه های آمریکا نداشته و واکنش های اندکی به آن نشان داده شده است.

به گزارش بي.بي.سي، در ماه مارس سال گذشته، برنامه ریزی تری جونز برای اقدامی مشابه، زمینه ساز اعتراضاتی گسترده در افغانستان شد.

در آن زمان، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، آنچه را “اقدامی از روی تعصب و عدم تحمل” خواند، محکوم کرد.

تری جونز تهدید کرده بود که در سالگرد حوادث ۱۱ سپتامبر در سال گذشته نیز دست به اقدام مشابهی خواهد زد، ولی بعدا از این تصمیم خود صرفنظر کرد.

سوال مهدوی : چه می شد اگر غیبت نمی بود و امام زمان در آخرالزمان متولد می شد و پس از رشد فکری و علمی

 سوال مهدوی : چه می شد اگر غیبت نمی بود و امام زمان در آخرالزمان متولد می شد و پس از رشد فکری و علمی مردم قیام می کردند؟

 

چه می شد اگر غیبت نمی بود و امام زمان در آخرالزمان متولد می شد و پس از رشد فکری و علمی مردم قیام می کردند؟

در این باره سه نکته را باید در نظر گرفت

1)زمین هرگز نباید خالی از حجت خدا باشد. ((لولاالحجه لساخت الارش باهلها)) اگر حجت خدا روی زمین نمی بود زمین اهلش را فرو می برد.

پس تمام هستی به واسطه حجت خدا بر پاست. اگر منظومه شمسی در حرکت است، درخت میوه می دهد، زمین می روید، آسمان می بارد، و یا همه هستی با تمام تحولات و فیوضات ادامه دارد، همه به برکت وجود امام معصوم و حجت خداست.

2)بی گمان حضرت مهدی(عج) اکر از نظر ها پنهان نمی شدند و مانند اجداد طاهرین خود در میان مردم بودندو شناخته میشدند، ایشان را به قتل می رساندند. چنان که بعد از شهادت پدر به خانه او هجوم بردند و همه جای خانه را بازرسی وتفتیش نمودند تا شاید اثری از حضرت یافته و او را به قتل برسانند.

3)حکمت خداوند این است که حضرت مهدی (عج) حکومت اسلامی جهانی تشکیل دهد و انتقام تمام مظلومان را از ستمگران بگیرد و جهان را از عدالت پر سازد. بر این اساس چاره ای نیست جز اینکه حجت خدا بر روی زمین وجود داشته باشد، تا زمین از حجت خدا خالی نباشد و از نظر مردم غایب بماند تا به قتل نرسد، زنده بماند تا در وقت خود ، که خدا اجازه و اذن آن را به حضرت می دهد، ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر کند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده  بود.

منبع:آخرین موعود.

۴۷۷ کانون فرهنگی و هنری در مساجد مازندران راه اندازی شد ا

یادواره

همایش ملی تشیع و تبرستان در مرزن آباد برگزار می شود

ا همایش ملی تشیع و تبرستان در مرزن آباد برگزار می شود ا

معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران، گفت: برای نخستین بار همایش ملی تشیع و تبرستان، آبان ماه امسال در مرزن آباد مازندران برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری شبستان، هادی ابراهیمی، معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران، امروز (23فروردین) با اشاره به افتخار آمیز خواندن پیشینه تاریخی مردم مازندران در ابراز وفاداری به خاندان اهل بیت و علما و بیعت با امامزادگان، اظهار کرد: همایش ملی تشیع و تبرستان آبان سال جاری همزمان با عید سعید غدیر برگزار می شود.


وی تصریح کرد: این همایش دو روزه در تاریخ 13 و 14 آبان ماه همزمان با روز ملی مازندران در منطقه سعید آباد قبلی یا مرزن آباد کنونی نقطه اتصال علویان با مردم شیعی این استان برپا می شود.


ابراهیمی با اشاره به پیشینه تاریخی و دینی مردم مازندران، گفت: با برگزاری همایش ملی تشیع و تبرستان، جلوه های تابناک پیوند ناگسستنی مردم مازندران با علویان آشکار می شود.


به گزارش روابط عمومی استانداری مازندران، ابراهیمی، بازسازی هویت فرهنگی مازندران و فضا سازی فرهنگی مبتنی بر دیانت و نیز تشریح نقش حکومت های شیعی تبرستان در ترویج و تقویت تشیع را از اهداف عمده این همایش ملی برشمرد و گفت: در این همایش با شکوه شماری از شخصیت های ملی و چهره های دینی کشورحضور خواهند یافت.


وی با تقدیر از امام جمعه، فرماندار، اعضای شورای اسلامی شهر، شهردار و مسئولان محلی مرزن آباد در پیگیری این همایش ملی، اظهار کرد: با راه اندازی دبیرخانه دائمی همایش ملی تشیع و تبرستان در مرزن آباد موضوعات و اهداف همایش پیگیری و عملیاتی می شود.